الملا فتح الله الكاشاني
25
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
سازند و در مقام طاعت و عبادت راسخ شوند و اگر چنين نكنند پس لا اقل از آن عبرت گرفته خائف گردند و در كسب خطيئات و معاصي متوافى شوند و فتورى در عصيان و طغيان ايشان پيدا شود * ( فَتَعالَى اللَّه ) * پس بلند است خداى و مرتفع از صفات مخلوقات و چون ذات و صفات او از مماثلت مخلوقات متعاليست پس قرآن كه كلام او است مماثل كلام ممكنات نباشد يا بزرگست از الحاد ملحدان يا پاك از قول مشركان و بر هر تقدير مراد آنست كه هيچكس در ذات و صفات مشابه او نيست چه او اقدر و اعلم است از هر قادرى و عالمى و هر قادر و عالم كه سواى او است محتاجست به او و او غنى مطلقست و ديگر آنكه هر قادرى و عالمى غير از او قادر است بر بعضى و عاجز از بعضى ديگر و عالم بر بعضى ديگر و جاهل از بعضى ديگر بخلاف او سبحانه كه قادر و عالم بالذات است و عالم بجميع معلومات و قادر بر جميع مقدورات ( و على هذا القياس بواقى صفاته العلى ) * ( الْمَلِكُ ) * پادشاه دنيا و آخرت كه نافذ است امر و نهى او بر همه چيز پس حقيق است به آنكه اميدوار باشند بوعد او و بترسند از وعيد او * ( الْحَقُّ ) * ثابت در ذات و صفات خود و يا حق است لذاته در ملكوت خود و يا ثابتست مر او را جميع ملكوت آسمان و زمين چه هر پادشاهى غير از او مالك بعضى اشيا است و او نيز در معرض فنا و زوالست آوردهاند كه چون جبرئيل بوحى نازل شدى و آيتى از قرآن بر حضرت رسالت صلى اللَّه عليه و آله خواندى آن حضرت قبل از اتمام آن به جهت آنكه مبادا چيزى از آن فوت كند يا فراموش نمايد با جبرئيل قرائت كردى آيه آمد كه * ( وَلا تَعْجَلْ ) * و شتاب مكن * ( بِالْقُرْآنِ ) * بقرائت قرآن * ( مِنْ قَبْلِ أَنْ يُقْضى إِلَيْكَ ) * پيش از آنكه ادا كرده شود بسوى تو * ( وَحْيُه ) * وحى آن پس اين نهيست از استعجال در تلقى وحى از جبرئيل و مساوقت با او در قرائت تا آنكه وحى تمام شود و اين نهى بعد از ذكر انزال اين آيه است بر سبيل استطراد پس آيه مستلزم آن باشد كه تلقى و مساوقت قبل از نزول اين منهى باشد و نافى عصمت او مثل اينست كريمهء لا تُحَرِّكْ بِه لِسانَكَ لِتَعْجَلَ بِه و اين قول ابن عباس و حسن و جبائيست يا آيه و سوره مجملهء كه بر تو نازل شده بر اصحاب خود مخوان و بر ايشان املا مكن تا بيان آن بر تو فرود آيد و معانى آن بر تو مبين شود و اين قول مجاهد و قتاده و عطيه و ابى مسلم است يا سؤال انزال قرآن مكن قبول از آنكه وحى به تو آيد چه حق سبحانه بحسب مصلحت زمان انزال آن مىكند و اينمعنى از ماوردى منقولست و در زاد المسير از حسن بصرى نقل كرده كه مردى زن خود را طپانچه زد و او پيش حضرت پيغمبر صلى اللَّه عليه و آله آمده قصاص طلبيد آن حضرت خواست كه بقصاص حكم كند اين آيه فرود آمد و حضرت در آن توقف فرمود تا آيهء الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ نازل شد پس بنا بر اينمعنى